زبان تصویر

زبان تصویر

بخشی از مقدمه کتاب

هنرمند معاصر با مردمی سروکار دارد که هنر برای شان یعنی محتوای ادبی و اخلاقی و احساس هنر، و “تجربه بصری” برای مردم بعدی است تقریباً ناشناخته. همه ما، یعنی توده ای از مردم باید یاد بگیریم با دید نو بنگریم و قالب‌های ذهنی خود را از سر بیرون کنیم، این ارزش‌گذاری مجدد نگرش همه آن چیزی است که “زبان تصویرِ” کِپِس می‌تواند برای ما انجام دهد. کپس نشان می‌دهد که برای آنکه زبان تصویر تبدیل به عاملی مؤثر در شکل بخشیدن به زندگی ما بشود، سه وظیفه اصلی در مقابل هنرمند خلّاق قرار دارد: یادگیری و به کارگیری قوانین سازماندهی تجسمی، به حساب آوردن تجربه‌های فضایی معاصر برای آموزش و به کارگیری بازنمایی بصری، و آزادسازی ذخیره‌های تخیل خلاق و سازماندهی آن‌ها در زبان‌هایی پویا.

بدون نظر

ارسال دیدگاه